حكيم ابوالقاسم فردوسى

616

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

نجوييم كس نام در كارزار * چو لهراسب را كى كند شهريار چو بشنيد خسرو ز دستان سخن * به دو گفت مشتاب و تندى مكن كه هر كس كه بيداد گويد همى * بجز دود ز آتش نجويد همى كه نپسند از ما بدى دادگر * نه هر كو بدى كرد بيند گهر كه يزدان كسى را كند نيك بخت * سزاوار شاهى و زيباى تخت جهان آفرين بر روانم گواست * كه گشت اين سخنها بلهراسب راست كه دارد همى شرم و دين و خرد * ز كردار نيكى همى برخورد نبيرهء جهاندار هوشنگ هست * خردمند و بينا دل و پاك دست پى جادوان بگسلاند ز خاك * پديد آورد راه يزدان پاك زمانه جوان گردد از پند اوى * بدين هم بود پاك فرزند اوى بشاهى بر و آفرين گستريد * وزين پند و اندرز من مگذريد هر آن كس كز اندرز من در گذشت * همه رنج او پيش من باد گشت چنين هم ز يزدان بود ناسپاس * بدلش اندر آيد ز هر سو هراس چو بشنيد زال اين سخنهاى پاك * بيازيد انگشت و بر زد به خاك بيالود لب را به خاك سياه * بآواز لهراسب را خواند شاه بشاه جهان گفت خرم بدى * هميشه ز تو دور دست بدى كه دانست جز شاه پيروز و راد * كه لهراسب دارد ز شاهان نژاد چو سوگند خوردم به خاك سياه * لب آلوده شد مشمر آن از گناه بايرانيان گفت پيروز شاه * كه پدرود باد اين دلافروز گاه چو من بگذرم زين فرومايه خاك * شما را بخواهم ز يزدان پاك بپدرود كردن رخ هر كسى * ببوسيد با آب مژگان بسى يلان را همه پاك در بر گرفت * بزارى خروشيدن اندر گرفت همى گفت كاجى من اين انجمن * توانستمى برد با خويشتن خروشى بر آمد ز ايران سپاه * كه خورشيد بر چرخ گم كرد راه پس پرده‌ها كودك خرد و زن * بكوى و ببازار شد انجمن خروشيدن ناله و آه خاست * بهر برزنى ماتم از شاه خاست بايرانيان آن زمان گفت شاه * كه فردا شما را همينست راه هر آن كس كه داريد نام و نژاد * بدادار خورشيد باشيد شاد من اكنون روان را همى پرورم * كه بر نيك نامى مگر بگذرم نبستم دل اندر سپنجى سراى * بدان تا سروش آمدم رهنماى بگفت اين و ز پايگه اسب خواست * ز لشكر گه آواز فرياد خاست بيامد بايوان شاهى دژم * بآزاد سرو اندر آورده خم [ بدرود كردن كىخسرو به كنيزكان خود ] كنيزك بدش چار چون آفتاب * نديدى كسى چهر ايشان بخواب ز پرده بتان را بر خويش خواند * همه راز دل پيش ايشان براند كه رفتيم اينك ز جاى سپنج * شما دل مداريد با درد و رنج نبينيد جاويد زين پس مرا * كزين خاك بيدادگر بس مرا سوى داور پاك خواهم شدن * نبينم همى راه باز آمدن